رنگ ها و ویژگی های معماری نمای ساختمان ها

نمای ساختمان

دکوراسیون داخلی رامسین: نخستین تصوری که ما از هر ساختی می بینیم نمای آن است. این نما است که می تواند در همان نگاه اول ذوق بیننده را برانگیزد. به همین خاطر اهمیت این موضوع به ما می فهماند که ساختار مربوط به رنگ و نمای ساختمان می بایست به گونه ای باشد که شاخص های مربوط به ساختمان را به بیننده القاء کند.

در این حالت ساختارهای مختلف مربوط با محیط زیست طبیعی و مصنوعی از قبیل نوع زندگی، وضعیت آی و هوایی ویژگی آب و بافت های تاریخی باید مورد ارزیابی قرار بگیرند و ترکیب مربوط رنگ نما باید طبق ساختمان ها ، از قبیل پشی زمینه فرهنگی – اجتماعی جامعه، ساختارهای سنتی ساختمانها و فرایندهای طبیعی را نباید فراموش کنیم. زیرا در بعضی از نواحی با ساختمان های سنتی و با شیوه های ساختمانی خاص، مواد و رنگ ها منجر به ایجاد ساختارها و مفاهیم خاص برای شهرها و اماکن زیستی می شوند.

شاخص های معماری ساختمانها نقش بسیار مهمی را در ایجاد ویژگی های خاص زیستگاه ها ایفا می کنند. به منظور ایجاد یک محیط زیست تاثیر گذار و جذاب ، ساختمان ها باید با یکدیگر هماهنگ باشند و با محیط اطراف نیز هماهنگ باشند .

نمای ساختمان یکی از بخش های جدا ناپذیر معماری و یکی از شاخص های مهم برای ایجاد محیط طراحی معنادار، مشخص و قابل تفاوت است. با استفاده از قدرت و تاثیر رنگ ها، این امکان وجود دارد که به ساختمانی تاکید می کند تا یک تعریف کلی ارائه دهد و در این حالت بعضی از مشکلات ساختاری را می توانند پنهان کنند.

در حقیقت رنگ نما یکی از اقدامات زیبایی نمای زندگی شهری و از مهمترین فاکتورهای تاثیرگذار بر ظاهر و نمای شهرها است.

رنگ های نما می بایست جذاب و زیبا باشند. به علاوه رنگ های ترکیبی نما، بیانگر مقیاس مناسب ساختمان ها، به منظور تاکید بر منشا و مقیاس و ارزش زیستگاه ها باشند و رنگ ها باید بر پایه ویژگی های طبیعی تاریخی، فرهنگی و معماری ناحیه زیستی انتخاب شوند.

به همین خاطر در طول طراحی رنگ نمای یک ساختمان مطالعات بسیار زیادی باید صورت بگیرد و فاکتورهای تاثیر گذار زیاد مورد ارزیابی قرار بگیرند. مشخص است که ترکیب رنگ ها در طراحی خانه های همگانی خواستار مطالعات بسیار گسترده با توجه به جزئیاتی است که این ساختار بیشتر از تحقیقات مربوط به ساختمان های واحد مورد نیاز است.

هر ساختمان بیانگر ساختار معماری مشابه ای است. معمولاً همانطور که جمعیت در شهرها افزایش می یابد، نواحی زیستی خانه ها در مراکز شهرها محدودتر می شود. و این مسئله به خاطر هزینه های بالا و دیگر شرایط اقتصادی است. به صورت کلی، این ساختارها باعث می شود که خانه های همگانی در نواحی زیستی جدید که از مرکز شهر دورتر هستند ساخته شوند.

طرح های تاریخی ، که مثل پیشینه فرهنگی – اجتماعی جامعه و ساختارهای سنتی و طبیعی مربوط به ساختمانها ، به علاوه برای خانه های همگانی، و داشتن خانه های چند طبقه ، پارامترهای دیگری از قبیل ، ناحیه مربوط به طرح ، تعداد و مکان ساختمانها ، ساختمانهای گروهی ، توزیع ساختمانها در گروه ها بر انتخاب ترکیب رنگ اصلی تاثیر می گذارد. در نتیجه طراحی ترکیب رنگ نمای خانه های همگانی نسبت به خانه های شخصی بسیار پیچیده تر است.

ترکیب رنگ ها در خانه های همگانی باید با ساختارهای تخصیص یافته خانه های واحد متناسب باشد، باید با تمام ساختمان ها در زیستگاه مربوطه و ناحیه ای که این قبیل خانه ها در آنجا مستقر شده اند. متناسب باشند.

اطلاعات دقیق و مشخص در مورد محیط زیست ، از طریق چشم  ما حاصل می شود. انتقال این قبیل اطلاعات و ساختارهای بصری در ابعاد معنی دار از طریق مجموعه ای از فرایندها حاصل می شود. رنگ ها یک نوع از اطلاعاتی هستند که مستقیماً به چشم ما منتقل می شوند و درک رنگ های یکی از بخش های معنی دار ساختارهای بصری هستند.

 رنگ مربوط به یک سطح روشن بیانگر رنگ مربوط به سطح است سطح است که منعکس می شود. و در این حالت باعث ایجاد ساختارهایی برای بینندگان می شود. به همین دلیل ، رنگ ها یکی از ساختارهای کیفی تمام فرایندهای بصری است و در این شرایط با داشتن یک محیط بی رنگ امکان ناپذیر است . درک رنگ ها ، انتخاب رنگ ۲ موضوع متفاوت است . عملکرد رنگ در طراحی رنگ ها به تحصیل ، جنس ، علاقه ، و دیگر عملکردهای خاص بستگی دارد.

افراد مثل فرهنگ ، سنت ، تاثیرات مذهبی ، مد، ساختارهای اجتماعی و شرایط جغرافیایی ومحیطی که افراد در آغاز زندگی می کنند بر انتخاب رنگ تاثیر می گذارند . زندگی در کنار افراد ، و عملکرد اجتماعی و محاسبه تاثیرات بیانگر ایجاد یک تاثیر متقابل بر سطح رنگ هاست که با توجه به اختلاف بین رنگ های سطح مطرح می شود. در حقیقت اگر مقایسه رنگ ها بین نواحی بصری به صورت مناسب صورت نگیرد.

 اغلب اجتناب ناپذیر است که این ساختارها را با بی میلی و بی انگیزه ملاقات نکنند، درک هر نوع ساختار و یا سطح در بین حوزه های بصری به اختلاف بین رنگ هایی بستگی دارد که از طریق چشم از نقاط مختلف حوزه های بصری حاصل می شود.

اگر هیچ تغییری در خواص کیفی و کمی رنگ ها وجود نداشته باشد، و هیچ نوع تغییر در زمان وجود نداشته باشد درک بصری ساختارها غیر ممکن است. در نتیجه مقایسه ها در حوزه های بصری برای ایجاد تاثیرات دقیق برانگیختن احساس و بیان نظرات خاص ببیند. استفاده می سود.

عبارت، مقایسه کردن برای بیان تفاوت بین ساختارهای خاص بین رنگ و نورها استفاده می شود . حس بصری مربوط به نورها بیانگر ۳ ساختار مقایسه ای است.

مطالب مرتبط